که سفارش داده بودیم به شیرینی فروشی هستی برامون کیک با طرح نورتن دو جلدی بزنه!!
و به جای دو کیلو و نیم، پنج کیلو زده بود و ما سر جمع ده نفر هم نبودیم!!!
توی عکسای تولدت خودم و تو و لیبجن و افلاطون و نوشین و بهار رو میبینم که داریم از خنده روده بر میشیم..
و به این فکر می کنم که دو سال و خورده ای بود اینطوری نخندیده بودم تا چند هفته پیش که اومدی بوشهر برا دفاع...
دستای کیکیمون اون روز..
خنده های افلاطون...
شمعایی که جا گذاشته بودیم و با چه مکافاتی به دستمون رسید..
استاد مهربونمون..
عکس دسته جمعیمون و فیگور افلاطون با کارد و دستای خامه ای...
کتاب هدیه مون و برف شادیای بهار ..
کی یادش میره اون روز رو؟
اون خاطره ی به یادموندنی بخاطر تو شکل گرفت که یه دوست خیلی عزیز و خوب بودی برا هممون...
تولدت مبارک رفیق
تو باهوش ترین و دوس داشتنی ترین دختری که میشناسم..
رفیقی که هروقت هست، شادم و میخندم..
و به داشتنش افتخار می کنم


ما را در سایت پرنیان صورتی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 161