از آن روزی که نتیجه ی کنکور ارشد را زدند و من توی اتاقم زار زار گریه کردم، دو سال می گذرد..
آن روز هیچ ایده ای از این شهر و مردمانش نداشتم ..
امروز حسرت میخورم که کاش سال های بیشتری از عمرم را اینجا زندگی کرده بودم..
چند روز دیگر این دو سال تمام می شود
و من نمیدانم قرار است با دوری این شهر و این آدم ها چه کنم ...
پ.ن.: دوره ی دیگری در راه است .. تجربه های خوب دیگری ..