
یادداشتی که امروز برای ژاله فرستادم، جز حس های خوب این روزهای من بود ... از آن دوران فعال و پر نشاط کودکی که فکر میکنم من را از بقیه ی بچه های همسن و سالم به شکل عجیبی متمایز میکرد، سال ها میگذردxa0ولی بعید میدانم احساس خوب و صادقانه ای که از آن دوران در خاطرم مانده، هرگز پاک شود ... ...
ادامه مطلب
پروپوزال عزیز، «وجود نازکت آزرده گزند مباد»...
ادامه مطلب
رویا از بهترین دوست هاییست که در تمام عمر داشته ام. من رویا را هیچوقت با هیچ نقابی ندیدم.. ندیدم که کسی جز خودش باشد.. xa0 رفیق مهربان من، تولدت مبارک.. با صدها کیلومتر فاصله، می دانم که همیشه نزدیکی.....
ادامه مطلب
ای حرمت ملجع درماندگان دور مران از در و راهم بده.....
ادامه مطلب
باید زندگی کرد.. باید امید داشت.. باید تلاش کرد.. باید به تلخی ها لبخند زد.. باید بغض ها رو قورت داد.. باید سردردها را پنهان کرد.. باید آرام بود.. باید توکل داشت.. باید توکل داشت.....
ادامه مطلب
جمع همکلاسی های کارشناسی ام هنوز مثل روزهای دانشجوییمان عالی است.. هنوز خنده .. هنوز اذیت .. هنوز شادی.. هنوز همان صمیمیت.. این بچه ها بی نظیرند .. xa0 پ.ن.: ممنون از تک تکشان که دیروز را با بودنشان خندیدم و شاد بودم ......
ادامه مطلب